|
نظرات ارسالی
|
|
فرستنده:سید شعبانعلی میرغیاثی
|
بزرگتـرین مصیبت یک انسـان این است که نه سـواد کافـی برای حرف زدن داشتـه باشـد و نـه شعـور لازم بـرای خامـوش مانـدن . دكتــــــــــر شريعتـــــــــــــي
|
|
فرستنده:سيدمحمد
|
روزي موشي در لانه خود تله موشي ديد ، مرغ و گوسفند وگاو را خبر كرد آنها گفتند اين مشكل تواست و به ما هيچ ربطي ندارد از قضا ماري در تله موش گرفتار آمد وفرزند صاحبخانه را گزيد، از مرغ برايش سوپ درست كردند، گوسفند رابراي عيادت كنندگان وگاو رابراي مراسم ترحيمش ذبح كردند در اين مدت موش در داخل يك سوراخ مي نگريست ومي گريست.
نكته:بياييد مونس هم،دلدار هم وغمخوار هم باشيم |
|
فرستنده:فاطمه صابري هوشيار
|
وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ
خداوند در سوره "تین"(انجیر) به این میوه قسم خورده است و دانشمندان
دینپژوه میگویند، احتمالاً علت آن است که انجیر، یکی از میوههای همه چیز تمام است و
کلکسیونی از املاح و ویتامینها دارد؛لذا مورد توجه خاص قرآن قرار گرفته است
.
اما این سوگند، ویژگی ظریف دیگری هم در بر دارد که موجب مسلمان شدن یک تیم
تحقیقاتی ژاپنی شده است. قصه از اینجا شروع شد که یک گروه پژوهشی ژاپنی، در
بین مواد خوراکی به دنبال منبع پروتئین خاصی بودند که به میزان کم، در مغز
انسان و حیوانات تولید میشود. این پروتئین، کاهش دهنده کلسترول خون و مسئول
تقویت قلب و شجاعت انسان است و بازتولیدش بعد از ۶۰ سالگی تعطیل میشود.
ژاپنیها فهمیدند این ماده فقط در انجیر و زیتون موجود است و برای تأمین آن،
باید انجیر و زیتون را به نسبت یک به هفت مصرف کرد.
بعد از ارائه این نتیجه یکی از قرآن پژوهان مصری نامهای به این تیم
تحقیقاتی مینویسد و اعلام میکند که در کتاب مقدس مسلمانان، خداوند به انجیر و زیتون
در کنار هم قسم خورده. نام انجیر فقط یک بار و نام زیتون نیز هفت بار در قرآن
آمده است.
|
|
فرستنده:سيدمحمد
|
هيچ گاه اين سه حرف را فراموش نکنيد: لحد
نشانه هاي سکته:
جين در جشن کباب پزي سکندري خورد و به زمين افتاد. اما به دوستانش که پيشنهاد کردند به اورژانس زنگ بزنند گفت حالش خوب است و فقط به خاطر اينکه به کفشهاي جديدش عادت ندارد پايش به سنگفرش گير کرده.آنها به او کمک کردند تا بلند شده و يک بشقاب غذاي ديگر براي خود بکشد.
جين با اينکه کمي هول شده بود ولي تا آخر آن بعدازظهر خود را سرگرم کرد.
همان شب همسر جين تماس گرفت و به همه اطلاع داد که جين را به بيمارستان منتقل کرده اند و وي ساعت 6 بعد ازظهر فوت کرده است. او در جشن دچار حمله شده بودو اگر اطرافيانش نشانه هاي حمله را تشخيص داده بودند شايد جين اکنون با ما بود.
گاهي حمله منجر به فوت افراد نمي شود اما آنها در شرايطي بدتر از مرگ مجبور به ادامه زندگي مي شوند.
خواندن اين متن تنها يک دقيقه از زمان شما را خواهد گرفت...
يک متخصص اعصاب اعلام کرده است که اگر شخصي را که دچار حمله شده در 3 ساعت به بيمارستان منتقل کنند مي توان عوارض ناشي از حمله را به طور کامل از بين برد. بله به طور کامل!! وي مي گويد روش شناسايي حمله و رساندن بيمار به درمانهاي پزشکي در کمتر از 3 ساعت به شناسايي علايم آن بستگي دارد:
شناسايي علايم سکته:
در برخي موارد شناسايي علايم سکته کار بسيار سختي است.
متاسفانه نا آگاهي افراد مي تواند منجر به فاجعه اي جبران ناپذير شود. سکته مي تواند باعث مرگ يا آسيب مغزي فرد گردد و اين در حاليست که اطرافيان شخص حتي متوجه علايم سکته نشده اند.
پزشکان اعلام کرده اند که اطرافيان قرباني مي توانند تنها با پرسيدن سه سوال ساده متوجه علايم سکته شوند
ل: از شخص بخواهيد تا لبخند بزند.
ح: از شخص بخواهيد که حرف بزند يا يک جمله ساده را به درستي ادا کند.( مثلا: امروز هوا آفتابي است)
د: از وي بخواهيد هر دو دستش را بلند کند.
اگر فرد در انجام هر کدام از موارد زير مشکل داشت ، در اسرع وقت با اورژانس تماس گرفته و علايم را براي امدادگران توضيح دهيد.
و اما نشانه ديگري از سکته: از وي بخواهيد زبان خود را بيرون بياورد.
اگر زبان وي به راست يا چپ متمايل شده بود، بدانيد که شخص دچار حمله شده است.
|
|
فرستنده:سيدمحمد
|
عادت ها و اعتقادات غلط در رانندگي و نگهداري از خودرو:
1- نگه داشتن پدال ترمز در هنگام عبور از دست اندازها:اين کار فشار زيادي را به سيستم فنربندي،اکسل و سيستم ترمز اتومبيل وارد ميکند و نحوه صحيح رد شدن از دست انداز به اين صورت است که بايد طوري برنامه ريزي کنيم که تا قبل از رسيدن به دست انداز سرعت را کم کرده باشيم و در هنگام عبور از دست انداز ترمز به هيچ عنوان درگير نباشد
2- بالا کشيدن ترمز دستي بدون نگه داشتن کليد آن: چندي پيش در انگليس ديدم که دوستم زماني که ميخواهد ترمز دستي را بالا بکشد دکمه آن را فشار ميدهد و سپس آن را بالا ميکشد از او پرسيدم دليل اين کارت چيه؟ گفتش اولين باري که براي امتحان رانندگي رفته بودم سر همين کشيدن ترمز دستي منو رد کردن و براي همه خنده دار بود که ميگفتم تو ايران همه اينطوري ترمز دستي رو ميکشن و بعدا متوجه شدم که انگليسي ها به اين دکمه کلاچ ترمز دستي ميگويند و تا زماني که کلاچ ترمز دستي را نگرفتي نبايد آن را بالا بکشي بعدا خودم هم از تعدادي از دوستانم که مکانيک را به صورت علمي ميدانند گفتند که کشيدن ترمز دستي بدون نگه داشتن کليد آن باعث خرابي چرخ دنده هاي آن و وارد آمدن فشار بيش از حد به سيم ترمز دستي ميشود(خدا رو شکر خودم اين عادت رو ترک کردم و ترمز دستي رو درست بالا ميکشم)
3- عدم تعويض به موقع روغن گيربکس : در همين تيونينگ تاک به کرات ديده شده که افرادي خودروشان 150 هزار کيلومتر يا بيشتر کار کرده و وقتي هم ازشان ميپرسي واسکازين را تا به حال تعويض کردي ميگويند مگر واسکازين هم نياز به تعويض دارد؟ در جواب بايد گفت بله واسکازين نيز مانند روغن هاي ديگر نياز به تعويض دارد که تعويض به موقع آن باعث روان کارکردن گيربکس،سلامت گيربکس و...ميشود کيلومتر تعويض آن بستگي به نوع روغن و گيربکس اتومبيل و شرايط کارکرد آن دارد
4- تعويض يکبار در ميان فيلتر روغن:گاها ديده شده که افراد فيلتر روغن را يک بار در ميان تعويض ميکنند و اکثرا همين افراد از فيلتر هاي با کيفيت پايين استفاده ميکنند.ابن کار باعث ميشود فيلتر عمل تصويه را نتواند به صورت کامل انجام دهد و منجر به آسيب هاي جدي به موتور اتومبيل ميشود که بعدا متوجه ميشويم اگر هربار فيلتر را عوض ميکرديم و فيلتر مناسب جايگزين مي کرديم چقدر از هزينه تعمير موتور و صرف وقت جلوگيري ميشد
5- درجا گرم کردن ماشين به مدت طولاني:اين کار نه تنها مفيد نيست بلکه ضرر زيادي هم به موتور وارد مي آورددرجا کارکردن بيش از حد باعث گرم شدن بيش از حد منبع اگزوز ميشود و اين گرما به موتور منتقل ميشد که به نوبه خود براي موتور ضرر دارد. در زمستان بهتر است نهايتا يک دقيقه ماشين درجا کارکند سپس چند کيلومتر اوليه تا گرم شدن ماشين در حد مطلوب را با سرعت پايين طي کرد.
6- پايين آوردن شيشه به جاي استفاده کردن از کولر دراتوبان:چندي پيش يک آزمايش در مجله auto crose انگلستان انجام شد و نشاد داد اگر يک اتومبيل در اتوبان کولرش روي درجه يک فن روشن باشد مصرف سوختش از خودرويي که شيشه راننده آن 40 درصد باز است کمتر است.
7- خلاص نکردن دنده پشت چراغ قرمز و ترافيک:اين کار باعث وارد آمدن فشار مضاعف روي دوشاخه کلاچ و گيربکس و.. ميشود.
8- گرفتن ترمز و کلاچ به صورت همزمان براي نگه داشتن خودرو: اين کار خود باعث اين ميشود که متراژ ترمز افزايش پيدا کند زيرا زماني که کلاچ درگير است از نيروي ترمزي موتور نيز استفاده ميشود و زماني که کلاچ و ترمز باهم فشار داده ميشود خود باعث ديرتر ايستادن خودرو ميشود بهترين کار اين است که ترمز را فشار داده وقبل از اينکه خودرو به لرزش بي افتد کلاچ را بگيريم.
9- با سرعت پايين در لاين سرعت حرکت کردن و بالعکس:بسيار ديده شده که رانندگاني با سرعت هاي بسيار پايين در لاين سرعت حرکت ميکندد و در عوض رانندگاني با سرعت هاي زياد در لاين هاي کناري حرکت ميکنند که هر دو باعث ايجاد خطرات جبرا ن نا پذيري ميشوند.
10- ريختن آب لوله کشي داخل رادياتور:اين کار باعث به وجود آمدن رسوبات فراوان در رادياتور و واتر پمپ و موتور ميشود و بسيار ديده شده که حتي باعث سوختن واشر سر سيلندر هم شده. بهترين کار اين است که آب را جوشانده و بگزاريم تا سرد شود و دوباره آن را بجوشانيم هرچه دفعات سرد شدن وجوشاندن بيشتر شود آب سالم تر ميشود فقط دقت کنيد که بعد از سرد شدن رسوبات در ته ظرف است پس از ريخت ته آب به داخل رادياتور خود داري کنيد البته مايع هاي آماده هم در بازار هست که خوب روش اول قابل اطمينان تر است.
11- ريختن آب لوله کشي داخل منبع شيشه شور:اين کار باعث به وجود آمدن رسوبات فراوان در منبع ، شلنگ ها، نازل و پمپ آب آن ميشود براي تامين اين آب هم مي توان از روش بالا استفاده کرد البته مايع هاي آماده هم در بازار هست .
12- سنگين کردن بيش از حد خودرو:پر کردن صندوق عقب با وسايلي که به آن احتياجي نيست باعث بالا رفتن مصرف سوخت ميشود حدالامکان بايد خودرو خود را سبک کنيم .
13- نصب باربند در مواقعي که به آن نياز نداريم: باربند را فقط بايد زماني ببنديم که به آن احتياج داريم زيرا وجود باربند باعث بالا رفت مصرف سوخت حداقل به ميزان 10 درصد ميشود
14- نشاندن کودک روي پاي سرنشين جلوي خودروي ايربگ دار: اين کار بارها ديده شده که بسيار هم خطرناک هست و در يک تصادف کوچک اگر ايربگ باز شود حتما کودک خفه خواهد شد بهتر است هميشه کودک روي صندلي مخصوص در رديف عقب بشيند
15- استفاده از بنزين معمولي در خودروهاي داراي مبدل کاتاليستي:بنزين هاي معمولي موجود در کشور با اينکه روي پمپ ها نوشته بدون سرب اما باز هم مقدار زيادي سرب دارد که سرب موجود در آن قاتل مبدل کاتاليستي است و با توجه به اينکه بنزين سوپر کيفيت بهتري نسبت به بنزين معمولي دارد بهتر است از بنزين سوپر استفاده شود.
16- دقت نکردن به سطح کيفي روغن موتور و تطبيق آن با سطح کيفي روغن توصيه شده توسط کارخانه: مثلا چند وقت پيش ديدم که فردي در موتور پرايد داشت روغن توتال 5000 ميريخت و پس از اينکه به او توضيح دادم که سطح کيفي توتال 5000 sj است و روغن موتور سازگار با پرايد sf يا sg است در انتخاب روغن خود تجديد نظر کرد.
17- استفاده از نور بالا در مه: در شرايط مه آلود استفاده از نور بالا ديد را کمتر ميکند در اين شرايط نور خودرو بايد روي نور پايين باشد و اگر خودرو مه شکن دارد بايد آن را روشن کرد
18- خاموش نکردن خودرو پس از طي مسافت طولاني : اين کار براي ماشين هاي گازوييلي است نه بنزيني بيشتر ديده شده رانندگان صبر ميکندد تا فن خودرو خاموش شود سپس موتور را خاموش ميکنند اين کار ضرر جدي به موتور وارد ميکند کارکردن بيش از حد باعث گرم شدن بيش از حد منبع اگزوز ميشود و اين گرما به موتور منتقل ميشد که به نوبه خود براي موتور ضرر دارد.اگر خودرو بيش از اندازه گرم باشد زماني که اتومبيل را خاموش کنيم سيستم فن اتوماتيک روشن ميماند و نيازي به روشن گذاشتن ماشين نيست
19- تکيه پا به کلاچ:بسيار ديده شده رانندگاني که وقتي حتي با دنده پنج در اتوبان حرکت مي کنند پاي خود را روي کلاچ تکيه ميدهند و کلاچ کورس کامل خلاصي را طي ميکند و اين کار باعث فشار آمدن به گيربکس ميشود.
20- جلو آوردن بيش از حد صندلي:خيلي از افراد(البته بيشتر خانم ها) فکر ميکنند هرچه صندلي جلو تر باشد تسلط راننده بيشتر ميشود و به اصطلاح دست فرمون خوب ميشود.خير اينطور نيست صندلي بايد طوري باشد که راننده کاملا راحت باشد (البته بعدا عکس درست نشستن را مي گذارم)
21- گاز دادن قبل از خاموش کردن خودرو:اين کار قبلا در خودرو هاي کاربراتوري براي بهتر روشن شدن خودرو انجام ميشد .ولي در خودرو هاي انژکتوري اين کار مضر است زيرا زماني که شما گاز ميدهيد وسپس سويچ را ميبنديد مقداري بنزين نسوخته باقي ميماند که خود باعث خرابي سوزن انژکتور و بد کار کردن خودرو در هنگام استارت زدن ميشود.
22- گاز دادن قبل از روشن کردن خودروي انژکتوري:اين کار قبلا در خودرو هاي کاربراتوري براي بهتر روشن شدن خودرو انجام ميشد .ولي در خودرو هاي انژکتوري اين کار بي فايده است.
23- پارک کردن خودرو خلاف جهت خيابان:زماني که شما خودرويتان را مثلا در سمت راست خيابان به صورت عکس پارک کنيد اگر خدايي نکرده خودرويي با خودروي شما برخورد کند شما مقصر حادثه شناخته ميشويد.
24- خاموش شدن خودرو به ديل نداشتن سوخت:اين کار در بعضي اوقات باعث سوختن پمپ بنزين ميشود و اصولا نبايد گذاشت چراغ بنزين روشن شود زيرا رسوبات و ناخالصي هاي ته باک وارد مسير سوخت ميشود و باعث اختلال در کار پمپ بنزين؛فيلتر بنزين و نهايتا انژکتور ميشود
|
|
فرستنده:سید شعبانعلی میرغیاثی
|
کاش می شد که شعارجای خود را به شعوری می داد تا چراغی گردد دست اندیشه مان . . . |
|
فرستنده:سيدمحمد
|
خدایا چرا من؟
درسی که آرتوراشی به دنیا داد
قهرمان افسانه ای تنیس ویمبلدون (Arthur Ashe)آرتوراشیبه خاطر خون آلوده ای كه درجریان یك عمل جراحی درسال ۱۹۸۳دریافت كرد به بیماری ایدز مبتلا شد
ودربسترمرگ افتاد او ازسراسر دنیا نامه هائی از طرفدارانش دریافت كرد.
یكی از طرفدارانش نوشته بود :
چراخدا تورا برای چنین بیماری دردناكی انتخاب كرد؟
آرتور در پاسخش نوشت :
دردنیا ۵۰ میلیون كودك بازی تنیس را آغاز می كنند
۵میلیون یاد می گیرند كه چگونه تنیس بازی كنند
۵۰۰هزارنفر تنیس رادرسطح حرفه ای یادمی گیرند
۵۰هزارنفر پابه مسابقات می گذارند۵هزارنفر سرشناس می شوند
۵۰ نفربه مسابقات ویمبلدون راه پیدامی كنند
۴ نفربه نیمه نهائی می رسند و دونفر به فینال
وآن هنگام كه جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم
هرگز نگفتم خدایا چرا من؟
وامروز هم كه ازاین بیماری رنج می كشم هرگز نمی توانم بگویم خدایا چرا من؟
سخن روز :ساعتی در خود نگر تا كیستی از كجائی وز چه جائی چیستی
در جهان بهر چه عمری زیستی جمع هستی را بزن بر نیستی
|
|
فرستنده:سيدمحمد
|
خواندن این نامه برای انها که احساس ناامیدی میکنند توصیه میشود
تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، با بيقراری به درگاه خداوند دعا میكرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقيانوس چشم میدوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمیآمد.
سرآخر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسايل اندكش را بهتر محافظت نمايد، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش يافت، دود به آسمان رفته بود،اندوهگين فرياد زد: «خدايا چگونه توانستی با من چنين كنی؟»
صبح روز بعد او با صدای يك كشتی كه به جزيره نزديك میشد از خواب برخاست، آن میآمد تا او را نجات دهد.
مرد از نجات دهندگانش پرسيد: «چطور متوجه شديد كه من اينجا هستم؟»
آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، ديديم!»
آسان میتوان دلسرد شد هنگامی كه بنظر میرسد كارها به خوبی پيش نمیروند، اما نبايد اميدمان را از دست دهيم زيرا خدا در كار زندگی ماست، حتی در ميان درد و رنج.
دفعه آينده كه كلبه شما در حال سوختن است به ياد آورید كه آن شايد علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند.
برای تمام چيزهای منفی كه ما بخود میگوييم، خداوند پاسخ مثبتي دارد،
تو گفتی «آن غير ممكن است»، خداوند پاسخ داد «همه چيز ممكن است»،
تو گفتی «هيچ كس واقعاً مرا دوست ندارد»، خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم»،
تو گفتی «من بسيار خسته هستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد»،
تو گفتی «من توان ادامه دادن ندارم»،خداوند پاسخ داد «رحمت من كافی است»،
تو گفتی «من نمیتوان مشكلات را حل كنم»، خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را هدايت خواهم كرد»،
تو گفتی «من نمیتوانم آن را انجام دهم»، خداوند پاسخ داد «تو هر كاری را با من میتوانی به انجام برسانی»،
تو گفتی «آن ارزشش را ندارد»، خداوند پاسخ داد «آن ارزش پيدا خواهد كرد»،
تو گفتی «من نمیتوانم خود را ببخشم»، خداوند پاسخ داد «من تو را بخشیده ام»،
تو گفتی «من میترسم»، خداوند پاسخ داد «من روحی ترسو به تو نداده ام»،
تو گفتی «من هميشه نگران و نااميدم»، خداوند پاسخ داد «تمام نگرانی هايت را به دوش من بگذار»،
تو گفتی «من به اندازه كافی ايمان ندارم»، خداوند پاسخ داد «من به همه به يك اندازه ايمان داده ام»،
تو گفتی «من به اندازه كافی باهوش نيستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»،
تو گفتی «من احساس تنهايی میكنم»، خداوند پاسخ داد «من هرگز تو را ترك نخواهم كرد»،
|
|
فرستنده:تقی صابری
|
قحطي!!!
اوايل دهه شصت نوجواني بيش نبودم، اما خوب به خاطردارم آن روزهايي را كه تنها شامپوي موجود، شامپوي خمره ايي زرد رنگ داروگر بود. تازه آن را هم بايد از مسجد محل تهيه مي كرديم و اگر شانس يارمان بود و از همان شامپو ها يك عدد صورتي رنگش كه رايحه سيب داشت گيرمان مي آمد حسابي كيف مي كرديم.
سس مايونز كالايي لوكس به حساب مي آمد و ويفر شكلاتي يام يام تنها دلخوشي كودكي بود.
صف هاي طولاني در نيمه شب سرد زمستان براي 20 ليتر نفت، بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كاميون در محله ها توزيع مي شد، خالي كردن گازوئيل با ترس و لرز در نيمه هاي شب. روغن، برنج و پودر لباسشويي جيره بندي بود،
نبود پتو در بازار خانواده تازه عروسان را براي تهيه جهيزيه به دردسر مي انداخت و پو شيدن كفش آديداس يك رويا بود.
همه اينها بود، بمب هم بود و موشك و شهيد و ...
اما كسي از قحطي صحبت نمي كرد!
يادم هست با تما فشارها وقتي وانت ارتشي براي جمع آوري كمك هاي مردمي وارد كوچه مي شد بسته هاي مواد غذايي، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازير بود.
همسايه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهرباني بود، خب درد هم بود.
امروز اما فروشگاه هاي مملو از اجناس لوكس خارجي در هر محله و گوشه كناري به چشم مي خورند و هرچه بخواهيد و نخواهيد در آنها هست. از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوي خارجي، لباس و لوازم آرايش تا موبايل و تبلت، داروهاي لاغري تا صندلي هاي ماساژور، نوشابه انرژي زا تا بستني با روكش طلا، رينگ اسپرت تا...
و حال با تن هاي فربه، تكيه زده بر صندلي ها نرم اتومبيل هاي گرانقيمت از شنيدن كلمه قحطي به لرزه افتاده به سوي بازارها هجوم مي بريم.
مبادا تي شرت بنتون گيرمان نيايد! مبادا زيتون مديترانه ايي ناياب شود! ويسكي گيرمان نيايد چي!؟ اشتهايمان براي مصرف، تجمل، پز دادن و له كردن ديگران سيري ناپذير شده است.
ورشكسته شدن انتشارت، بي سوادي دانشجوهامان، بي سوادي استادها، عقب افتادگي در علم و فرهنگ و هنر، تعطيلي خانه سينما، بسته شدن مطبوعات و ... برايمان مهم نيست ولي از گران شدن ادكلن مورد علاقه مان سخت نگرانيم! ...
مي شود كتابها نوشت...
خلاصه اينكه اين روزها لبخند جايش را به پرخاش داده و مهرباني به خشم.
هركس تنها به فكر خويش است به فكر تن خويش!
قحطي امروز قحطي انسانيت است
قحطي همدلي
قحطي عشق
|
|
فرستنده:سيدمحمد
|
آيا خدا با بندگان خود سخن ميگويد ؟
روزي خواجه حسن مودب شنيد كه عارفي بزرگ به نام ابوسعيد ابوالخير به نيشابور آمده و منبر ميرود و موعظه ميكند و از فكر و دل اشخاص خبر ميدهد ؛ خواجه حسن مودب كه يكي از مخالفين اهل عرفان بود و پول و ثروت دنيا او را مست كرده بود ؛ اين گونه سخنان را باور نمي كرد و آنها را غير واقعي مي دانست و بعلت كنجكاوي به شهرت ابوسعيد ؛ خواجه به مجلس ابوسعيد رفت و به سخنان او گوش داد ؛ در ميان سائلي برخاست و گفت : كمكم كنيد لباس ندارم .
ابوسعيد از مردم امداد طلبيد و باز خواجه مودب با خود فكر كرد :
"خوب است لباس خود را به او بدهم " و دوباره فكر اوليه بر او غلبه كرد كه اين لباس گرانقيمت است و..... تا سه بار سائل كمك خواست و اين فكر مدام به مودب خطور كرد .
در اين بين پير مردي كه كنار خواجه مودب نشسته بود از ابوسعيد پرسيد:
آيا خدا با بندگان خود سخن ميگويد ؟
ابوسعيد گفت : بلي ! صحبت ميكند كما اينكه در همين ساعت ؛ خداوند به مردي كه پهلوي تو نشسته است سه بار فرمود : اين لباس را به سائل بده ولي او گفت اين لباس را از آمل برايم آورده اند و خيلي گرانقيمت است و آن را نداد
شيخ حسن مودب كه اين سخن بشنيد ؛ لرزه بر اندامش افتاد و برخاست و پيش شيخ رفت و بوسه بر دست شيخ زد و لباس خود را فوري به آن سائل داد و در زمره ارادتمندان شيخ قرار گرفت و...............
آيا تاكنون شما نيز متوجه نداي خداوند شده ايد ؟
|