|
نظرات ارسالی
|
|
فرستنده:shima
|
گفتم خدایا از همه دلگیرم!گفت:حتی از من؟گفتم:خدایا دلم را ربودند!گفت:پیش از من؟گفتم:خدایا چقدر دوری؟!گفت:تو یا من؟گفتم:خدایا تنهاترینم!گفت:بس من؟گفتم:خدایا کمک خواستم!گفت:از غیر من؟گفتم:خدایا دوستت دارم.گفت:بیش از من؟گفتم:خدایا اینقدر نگو من!گفت:من توام تو من! |
|
فرستنده:سيدمحمد
|
سوال وجواب اعرابي با پيامبر(ص)
میخواهم داناترین مردم باشم
جواب : ازخدا بترس
میخواهم از خاصان درگاه خدا باشم
جواب : شب و روز قرآن بخوان
میخواهم دل من همیشه روشن باشد
جواب : مرگ را فراموش مکن
میخواهم همیشه در رحمت حق باشم
جواب : با خلق خدا نیکی کن
میخواهم از دشمن به من آفتی نرسد
جواب : همیشه توکل به خدا کن
میخواهم در چشم مردم خوار نباشم
جواب : پرهیزکار باش
میخواهم عمر من طولانی باشد
جواب : صله رحم کن
میخواهم روزی من وسیع گردد
جواب : همیشه با وضو باش
میخواهم به آتش دوزخ نسوزم
جواب : چشم و زبان خود را از حرام ببند
گناه به چه چیز ریخته میشود
جواب : تضرع و توبه با حال بیچارگی
جواب :میخواهم سنگین ترین مردم باشم
جواب : از کسی چیزی مخواه
میخواهم پرده عصمتم دریده نشود
جواب : پرده کسی را مدر
میخواهم گورم تنگ نباشد
جواب : مداومت کن به سوره تبارک
میخواهم مال من بسیار شود
جواب : مداومت کن به سوره واقعه هر شب
میخواهم فردای قیامت ایمن باشم
جواب : میان شام و خفتن بذکر خدا مشغول باش
میخواهم خدا را در نماز حاظر بینم
جواب : در وقت وضو ساختن بسیار دقت کن
میخواهم از خاصان باشم
جواب : در کارها راستی و درستی پیشه کن
میخواهم عذاب قبر نداشته باشم
جواب : جامه خود را پاک نگهدار
میخواهم در نامه عملم گناه نباشد
جواب : به پدر و مادر نیکی کن
|
|
فرستنده:سيدمحمد
|
شرط عشق
دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید. موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. 20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند. مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم".
|
|
فرستنده:سيدمحمد
|
گنجشک و خدا
روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت، فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه ميگفت: ميآيد، من تنها گوشي هستم كه غصههايش را ميشنود و يگانه قلبيام كه دردهايش را در خود نگه ميدارد و سر انجام گنجشك روي شاخهاي از درخت دنيا نشست.
فرشتگان چشم به لبهايش دوختند، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:
"با من بگو از آنچه سنگيني سينه توست". گنجشك گفت: لانه كوچكي داشتم، آرامگاه خستگيهايم بود و سرپناه بي كسيام.
تو همان را هم از من گرفتي. اين توفان بي موقع چه بود؟ چه ميخواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود؟ و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد. فرشتگان همه سر به زير انداختند.
خدا گفت: ماري در راه لانه ات بود. خواب بودي. باد را گفتم تا لانهات را واژگون كند. آنگاه تو از كمين مار پر گشودي. گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود. خدا گفت: و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمنيام بر خاستي.
اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي هاي گريههايش ملكوت خدا را پر كرد.
|
|
فرستنده:سيدمحمد
|
مادر نیمه گمشده
اشاره ای به ارزش و اعتبار مادر در پیشگاه حضرت دوست :
از ابوسعید ابوالخیر سئوال کردند : این حسن شهرت را از کجا آوردی ؟
ابوسعید گفت : شبی مادر از من آب خواست ، دقایقی طول کشید تا آب آوردم وقتی به کنارش رفتم ، خواب مادر را در ربود ! دلم نیامد که بیدارش کنم ، به کنارش نشستم تا پگاه ، مادر چشمان خویش را بار کرد و وقتی کاسه ی آب را در دستان من دید پی به ماجرا برد و گفت: فرزندم امیدوارم که نامت عالمگیر شود .
بدین سان ( ابوسعید ابوالخیر ) مرد خرد و آگاهی و عرفان ، شهرت خویش را مرهون یک دعای مادر می داند .
گوش جان می سپاریم ، به واژگانی که از میان لبان معطر و پاکیزه ی مادر به عنوان دعا برای فرزند خود سرریز میگردد :
وقتی کوچک بودی
تو را با رواندازهایی می پوشاندم
و در برابر هوای سرد شبانه محافظت می کردم
ولی حالا که برومند شده ای
و دور از دسترس ،
دستهایم را بهم گره می کنم
و تو را با دعا می پوشانم !
( دانا کوپر )
حکایت بهشت وموسی :
روزی حضرت موسی در خلوت خویش از خدایش سئوال می کند : آیا کسی هست که با من وارد بهشت گردد ؟ خطاب میرسد : آری ! موسی با حیرت می پرسد : آن شخص کیست ؟ خطاب میرسد : او مرد قصابی است در فلان محله ، موسی می پرسد : میتوانم به دیدن او بروم ؟ خطاب میرسد : مانعی ندارد !
فردای آن روز موسی به محل مربوطه رفته و مرد قصاب را ملاقات می کند و می گید : من مسافری گم کرده راه هستم ، آیا می توانم شبی را مهمان تو باشم ؟ قصاب در جواب می گوید : مهمان حبیب خداست ، لختی بنشین تا کارم را انجام دهم ، آن گاه با هم به خانه می رویم ، موسی با کنجکاوی وافری به حرکات مرد قصاب می نگرد و می بیند که او قسمتی از گوشت ران گوسفند را برید و قسمتی از جگر آنرا جدا کرد در پارچه ای پیچید و کنار گذاشت . ساعاتی بعد قصاب می گوید : کار من تمام است برویم ، سپس با موسی به خانه قصاب می روند و به محض ورود به خانه ، رو به موسی کرده و می گوید : لحظه ای تامل کن ! موسی مشاهده می کند که طنابی را به درختی در حیاط بسته ، آنرا باز کرده و آرام آرام طناب را شل کرد . شیئی در وسط توری که مانند تورهای ماهیگیری بود نظر موسی را به خودجلب کرد ، وقتی تور به کف حیاط رسید ، پیرزنی را در میان آن دید با مهربانی دستی بر صورت پیرزن کشید ، سپس با آرامش و صبر و حوصله مقداری غذا به او داد ، دست و صورت او را تمیز کرد و خطاب به پیرزن گفت : مادرجان دیگر کاری نداری ، و پیرزن می گوید : پسرم ان شاءالله که در بهشت همنشین موسی شوی . سپس قصاب پیرزن را مجدداً در داخل تور نهاده بر بالای درخت قرارداده و پیش موسی آمده و با تبسمی می گوید : او مادر من است و آن قدر پیر شده که مجبورم او را این گونه نگهداری کنم و از همه جالب تر آن که همیشه این دعا را برای من می خواند که " انشاء الله در بهشت با موسی همنشین شوی ! "
چه دعایی !! آخر من کجا و بهشت کجا ؟ آن هم با موسی !
موسی لبخندی می زند و به قصاب می گوید : من موسی هستم و تویقیناً به خاطر دعای مادر در بهشت همنشین من خواهی شد !
تمام نا تمام من ! با تو تمام می شود!
کانفیلد فیشر می گوید : " مادر ، فردی نیست که به او تکیه کنیم ، بلکه کسی است که ما را از تکیه کردن به دیگران بی نیاز می سازد "
|
|
فرستنده:سيدمحمد
|
همه چيز در يك آن اتفاق ميافتد و در اين حال، زمان ارزش فراواني پيدا ميكند. براي همه ما اين اتفاق پيش آمده كه در حين خوردن خوراكي، جسمي خارجي راه تنفسيمان را بند آورده و حالت خفگي به ما دست داده است. مغز انسان در صورت نرسيدن اكسيژن، در فاصله 6-4 دقيقه دچار مرگ ميشود. متأسفانه سالانه هزاران نفر به اين شكل زندگي خود را از دست مي دهند. دو سوم از اين افراد را كودكاني تشكيل ميدهند كه اغلب آنها سن زير سه سال دارند، در عين حال اين خطر همه را تهديد مينمايد. حركت تكنيكي و ساده هايمليخ شما را قادر ميسازد تا در حد امكان، اشخاص را از خطر خفگي نجات دهيد. با يادگيري اين روش، حتي ميتوانيد خود را نيز از خطر خفگي برهانيد. فرد در حال خفگي نه مي تواند صحبت كند و نه توانائي تنفس دارد، لذا به كمك شما سخت نيازمند است. هيچگاه به پشت شخص در حال خفگي نزنيد، چرا كه ممكن است كار مشكلتر شود (مگر آنكه نيم تنه بالائي شخص رو به پائين باشد). خنديدن و يا حرف زدن در حين جويدن غذا و بلعيدن آن ممكن است باعث ايجاد حالت خفگي گردد. به هنگامي كه حالت خفگي دست ميدهد، هرگز محلي را كه ديگران در آن هستند ترك نكنيد و همانند شكل زير، با اشاره وضعيت خود را به آنان بفهمانيد.
تأثير اين تكنيك به اين دليل است كه در حالت قطع تنفس بيمار، هنوز مقدار قابل توجهي هوا داخل ششها باقي است و با فشردن سريع دستها بر روي شكم مصدوم (بين قفسه سينه و ناف)، ششها فشرده مي شوند و هواي موجود در آنها به سمت ناي حركت ميكند و جسم خارجي را به سمت بيرون حلق ميراند. خفگي در كودكان اغلب به دليل بلعيدن جسم خارجي رخ ميدهد. در مورد به كارگيري اين تكنيك براي كودكان با احتياط كامل عمل كنيد.
نشانههاي شخص در حال خفگي
1.ناتواني در تنفس و صحبت كردن
2.ناتواني در سرفه كردن
3.تغيير رنگ صورت به كبودي
4.از دست دادن هوشياري
مراقبت از كودكان
از آنجا كه كودكان تمايل دارند اشياء را به دهان بگذارند و ببلعند، پيشبينيهاي زير را در مورد آنها رعايت كنيد:
1.هرگز اسباب بازيهاي كوچك را كه ابعادشان 4×2 سانتيمتر و يا كوچكتر است، در اختيار كودكان قرار ندهيد. به همين شكل مراقب قطعات كوچك جداشدني اسباب بازيها نيز باشيد.
2.قرص هاي داروئي را پس از حل كردن در آب به كودكان بدهيد.
3.اين اشياء را از دسترس كودكان دور نگه داريد: سكه، دكمه، بادكنك باد نشده، نخود، لوبيا، دانه تسبيح، تيلههاي شيشهاي و سنگي...
4.اين خوراكيها را نيز از دسترس كودكان دور نگه داريد: ذرت بو داده، آجيل، يخ، شكلات، سبزيجات خام، هويج...
5.كودك در حال خوردن خوراكي نبايد بدود، راه برود و يا بازي كند.
چگونه خودمان را از خطر خفگي نجات دهيم
1.يك دستتان را مشت كنيد و انگشت شست خود را بر روي شكم - بين قفسه سينه و ناف – بگذاريد.
2.اين دست را محكم با دست ديگرتان بگيريد و هر دو دست را با حركت سريع رو به بالا فشار دهيد. همچنين ميتوانيد بر روي جسمي ثابت و افقي (مانند لبه ميز، صندلي، نرده، ...) خم شويد و شكمتان را با حركات سريع به لبه جسم فشار دهيد.
3.اين حركت را تا خارج شدن جسم خارجي ادامه دهيد.
خردسالان
در ابتدا سعي كنيد جسم خارجي را - در صورتي كه قابل مشاهده است – با گرداندن انگشت در داخل دهان نوزاد خارج نمائيد. بايد مراقب باشيد كه اين كار شما جسم خارجي را بيشتر در حلق كودك فرونبرد.
در صورتي كه با انگشت موفق به خارج كردن جسم خارجي نشديد، مانند شكل پنج بار با پاشنه دست به پشت نوزاد بزنيد. سر نوزاد بايد پائين تر از بدنش قرار بگيرد.
در صورتي كه با استفاده از روشهاي قبلي مشكل برطرف نشد، دو انگشت مياني را مانند شكل، در وسط قفسه سينه نوزاد بگذاريد و پنج بار به سرعت رو به پايين فشار دهيد. سر نوزاد در اين حالت نيز بايد پائينتر از بدنش قرار بگيرد.
كودكان
همانگونه كه پيشتر توضيح داده شد، ابتدا يك دستتان را مشت كنيد و انگشت شست خود را بر روي شكم كودك - بين قفسه سينه و ناف – بگذاريد. سپس اين دست را محكم با دست ديگرتان بگيريد و هر دو دست را با حركت سريع رو به بالا فشار دهيد. شدت بالا كشيدن نبايد به حدي باشد كه كودك از روي زمين بلند شود.
بزرگسال (هوشيار)
پشت سر شخص مصدوم بايستيد و دستانتان را به نحوي كه قبلاً توضيح داده شد به دور كمر وي گره بزنيد. آنگاه آنها را بر روي شكم مصدوم به طرف بالا فشار دهيد. اين حركت را چند بار تكرار كنيد. در صورتي كه شخص بر روي صندلي نشسته باشد، ميتوانيد اين حركت را از پشت صندلي انجام دهيد.
بزرگسال (بيهوش)
پاشنه يك دست را مقداري بالاتر از ناف قرار دهيد. دست ديگرتان را بر روي آن بگذاريد. دستانتان را چند بار به سرعت به سمت بالا فشار دهيد تا جسم خارجي به طرف بيرون هدايت شود. در مورد كودكان، ميتوانيد اين حركت را با كمك دو انگشت مياني دستانتان انجام دهيد.
تذكرات مهم
1. در صورتي كه شخص مصدوم مي تواند سرفه كند، نيازي به كاربرد اين روش نيست.
2. مانور هايمليخ براي كودكان كمتر از يك سال توصيه نميشود و در مورد خردسالان و كودكان بايد با احتياط و ملايمت فراوان رفتار كرد.
3.در صورتي كه در مورد مصدوم مردد به سكته و يا خفگي هستيد، مبنا را بر خفگي بگذاريد. چرا كه موارد مشاهده شده خفگي در حين غذا خوردن به مراتب بيش از سكته ميباشد.
4.از آنجا كه گاهي جسم خارجي ممكن است به سمت داخل ششها هدايت شود و يا در حين عمليات نجات آسيبي به اندامها برسد، لازم است كه شخص مصدوم توسط پزشك معاينه شود.
|
|
فرستنده:تقی صابری
|
اصطلاح ' آدم هفت خط' از کجا آمده است؟
••••••••••
ما معمولاً عادت داریم در توصیف اشخاص زیرک و باهوش و اکثراً رند و مکاراز اصطلاح 'آدم
هفت خط' استفاده کنیم! اما چرا؟
روایتی درمورد ریشۀ تاریخی اصطلاح "هفت خط" وجود دارد. این روایت برمیگردد به آئین شرابخواری در حضور پادشاه در دوران ساسانیان. در آن زمان پیمانههای ظریف و زیبایی از شاخ گاو یا بزکوهی درست میکردند که چون پایه نداشته است کسی نمیتوانسته آن را روی زمین یا میز بگذارد و از نوشیدن شرابِ ریخته شده در پیمانهاش طفره برود.
از این رو دارندۀ جام مجبور بوده است محتویات آن را لاجرعه سربکشد. اما برای اینکه کسی بیش ازاندازۀ ظرفیت خود باده گساری نکند و از سرِ مستی با حرکت و یا گفتار خود، احترام و شأن مجلس شاهانه را از بین نبرد، هر کدام از مدعوین، پیمانه (شاخ) مخصوص خود را داشته که به جهت تعین میزان توانایی او در بادهگساری خطی در داخل آن شاخ کشیده شده بوده که ساقی برای دارنده پیمانه فقط تا حدِ همان خط، شراب در پیمانهاش میریخته است.
به مرور زمان تمامی پیمانههای شراب را با هفت خط، مشخص و درجهبندی کردند. در مجالسی که پادشاه حضور داشته است، میهمانان معمولاً از 3 تا 6 خط شراب مینوشیده اند. اما بودهاند افرادی که " لوطی" نیز خوانده میشدهاند که تا 7 خط را شراب مینوشیدند بدون آن که حالتی مستانه در آنها ظاهر شود که در پی آن دست به حرکاتی بزنند که موجب هتکِ حرمتِ حضور پادشاه در مجلس بشود.
این قبیل افراد را "هفت خط" مینامیدهاند، یعنی که آنها افرادی صاحب ظرفیت و زرنگ بوده و به کلیه رموز و فنون شرابخواری تسلط کامل داشتهاند. این اصطلاح به مرور زمان جنبه عام و مَجازی پیدا کرده و در فرهنگ عامه به افراد باهوش و زیرک و مرد رند "هفت خط" اطلاق گردیده است.
اضافه میشود که هر یک از خطوط هفتگانه جام شراب، اسم ویژۀ خود را داشته است:
1- خط مزور - کمترین میزان شراب در جام
2- خط فرودینه
3- خط اشک
4- خط ازرق (خط شب، خط سیاه یا خط سبز) این خط کاملاً در وسط پیمانه بوده و خط اعتدال درشرابخواری محسوب میگردیده است.
5- خط بصره
6- خط بغداد
7- خط جور که لب پیمانه بوده و جام بیش از آن جا نداشته؛ به عبارت دیگر جام لبریز |
|
فرستنده:shima
|
خدا بی نهایت و بی مکان و زمان است.اما به قدر فهم تو کوچک به قدر نیاز تو فرود به قدر آرزوی تو گسترده و به قدر ایمانت کارگشا. |
|
فرستنده:سید شعبانعلی میرغیاثی
|
... بیاموزازهرآنچه می بینی
بلبل را ببین که حتی در قفس هم میخواند
پروانه را ببین که حتی با وجود کوتاهی عمر، از پرواز دست نمیکشد
طاووس را ببین که زشتی پاهایش، افسردهاش نساخته
زرافه را ببین که هرگز گردنکشی نمیکند
کرم را ببین که بیدست و پا بودنش، او را از حرکت باز نداشته
جغد را ببین که شبها چگونه به مراقبه مشغول است
عقاب را ببین که چگونه چشمانش را به هدفش دوخته است
سگ را ببین که تو نجس میخوانیَش اما او به تو وفادار مانده
گوسفند را ببین که چگونه قربانی خوشیها و ناخوشیهای توست
زنبور را ببین که چگونه از گل شهد برمیآورد و از دشمن دمار
لاکپشت را ببین که چگونه شجاعانه به جای لاک دیگران در لاک خود پنهان شده
پشه را ببین که چگونه غرور و عظمت تو را در هم میشکند و خشم نهفتهات را بیرون میریزد
ماهی را ببین که چگونه سودای کرمی کوچک او را به دام میاندازد
اسب را ببین که چگونه از روی نجابت به ولی نعمت خود خدمت میکند
وکرکس را نبین که پیوسته در انتظار مرگ دیگران است
طوطی را نبین چرا که بیاندیشه هر گفتهای را تکرار میکند
کفتار را نبین چرا که خفت ریزهخواری میکشد
ملخ را نبین چرا که تاراجگر زحمات دیگران است
عنکبوت را نبین چرا که تنها به فکر بنای خان? خود است
عقرب را نبین چرا که در دشواریها به جای حل مسئله، حلال مسئله را میکشد
و پرندگان را ببین که چگونه به هنگام آشامیدن، نظری نیز به آسمان دارند
شب جمعه است نثار شادی روح تمامی اموات صلوات بر محمد و آل محمد. التماس دعا |
|
فرستنده:سيدمحمد
|
بسم الله الرحمن الرحيم
فهرست حقوق والدين بر فرزندان با استناد به قرآن و احاديث معتبره
والدين را بر فرزندان هشتاد حق است چهل حق در حال حيات ايشان و چهل حق در حال ممات
چهل حق كه در حال حيات بر فرزندان واجب است:
1-ده حق به تن 2-ده حق به زبان 3-ده حق به دل 4-ده حق به مال
آن ده حق كه به تن است عبارتند از:
1-خدمت كردن 6-بدون رضايت ايشان به سفر نرو
2-كمال احترام كردن 7-چون انان ظاهر شوند براي آنان برخيز و تا اجازه ندهند ننشين
3-جلوي ايشان ننشستن و پشت سر آنها نشستن 8-دروقت راه رفتن پشت سر انها راه برو
4-فرمان آنها رااگر شرع نهي نكرده انجام بده 9-هميشه با مهرباني بر روي آنها نگاه كن
واز نهي شان اگر واجب نيست خودداري كن 10-آماده به خدمت آنها باشي
5-روزه مستحبي رابا اجازه آنان بگير
آن ده حق كه به زبان است عبارتند از:
1-با آنان به نرمي سخن بگوي 6-گفته ايشان را رد نكني
2-صدايت را بر آنها بلند نكني 7-به امر و نهي ايشان را خطاب نكني
3-گستاخي و پر چانگي نكني 8-بر سر آنها داد نزني
4-آنها را به نام صدا نزني 9-به انها اف نگويي،رونتابي وسر پيچي نكني
5-سخن ايشان را قطع نكني(ميان سخن ايشان در نيايي) 10-با ايشان با ادب سخن بگويي و آن دورا هميشه دعا كني
و تقاضاي دعا از آنها نمايي
آن ده حق كه به دل است عبارتند از:
1-هميشه با آن دونرم دل باشي و ترحم كني 6-از پر گويي و كج خلقي آنها نرنجي
2-آن دورا هميشه دوست بداري اگر چه از 7-اگر به تو ستم كردند بر آنها خشم نكني اگر تو را زدند دستشان را ببوسي
لحاظ اقتصادي در مضيقه باشند اگرچه خيال 8-هر چند حق آنها را مي دهي باز هم بيم تقصير داشته باشي
كني به تو خوبي نكرده اند و اگرچه تو را به ناحق بزنن. 9-هميشه در دل قصد كسب رضاي آنها را داشته باشي
3-به شادي آن دو شاد باشي 10-در دل،طول عمر آنها را بخواهي
4-درغم ان دو شريك باشي و غمخوار آنان باشي
5-با دشمنان آن دو دوستي نكني
آن ده حق كه به مال است عبارتند از:
1-لباس آن دو را پيش از لباس خو تهيه كني 6-اگر مسكن وخانه نداري براي آن دوتهيه كن يااجاره آنها را بده
2-آن دو را از طعام خويش بخوراني 7-ازمال خودت در اختيارشان بگذاري
3-قرض آنها را بدهي 8-امر آنان وكارهايشان را تو انجام دهي
4-مخارج سفر آنها را چه واجب وچه مستحب 9-بامال خوت به آنها عزت بخشي
يا خودت انجام دهي يا شخصي را اجير كني 10مال خودت را مال ايشان بدان
5-آنها را به حج بفرستي.اگرفوت كرده اندحج،نماز
وروزه آنهارانائب بگير يا خودت انجام بده
|